«زان شبي كه وعده كردي، روز وصل را»«روز و شب را مي شمارم ، روز و شب»
صحيح مسلم ، كتاب الايمان ، ح 89
(بحارالانوار،ج،83ص20)
3- أبغض الحلال الي الله الطلاق .
منفورترين چيزهاي حلال در پيش خدا طلاق است .
سنن ابي داود ، كتاب الطلاق ، ح 1863
4- خَیرُ الأصحابِ مَن قَلَّ شِقاقُهُ و کَثُرَ وِفاقُهُ.
بهترین یاران کسی است که ناسازگاریش اندک باشد و سازگاریش بسیار
(تنبیه الخواطر، ج2، ص123 )
5- ابن آدم اذا اصبحت معافي في بدنك آمنا في سربك عندك قوت يومك فعلي الدنياالعفاء .
فرزند آدم وقتي تن تو سالم است و خاطرت آسوده است و قوت يك روز خويش راداري ، جهانگر مباش .
كنز العمال ، ج 3 ، ص 782 ، ح 8740
6- ابن آدم عندك ما يكفيك وانت تطلب ما يطغيك لا بقليل تقنع ولا بكثير تشبع .
فرزند آدم ، آنچه حاجت تو را رفع كند در دسترس خود داري و در پي آنچه تو را به طغيان وا مي دارد روز ميگذاري ، به اندك قناعت نميكني و از بسيار سير نمي شوي .
كنز العمال ، ج 3 ، ص 782 ، ح 8740
(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)
8- اتق دعوة المظلوم فإنما يسال الله حقه وان الله لن يضيع لذي حق حقه
از نفرين مظلوم بپرهيز زيرا وي به دعا حق خويش را از خدا ميخواهد و خدا حق رااز حق دار دريغ نميدارد .
كنز العمال ، ج 3 ، ص 507 ، ح 7650
9- اتقوا الحجر الحرام في البنيان فانه اساس الخراب
از استعمال سنگ حرام در ساختمان بپرهيزيد كه مايه ويراني است .
كنز العمال ، ج 15 ، ص 405 ، ح 41575
(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)
11- اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور الله
از فراست مؤمن بترسيد كه چيزها را با نور خدا مي نگرد .
سنن ترمذي ، كتاب تفسير القرآن ، ح 3052
كنز العمال ، ج 3 ، ص 182 ، ح 6063
13- اتقوا دعوة المظلوم فإنها تصعد الي السماء كأنها شرارة
از نفرين مظلوم بترسيد كه چون شعله آتش بر آسمان ميرود .
كنز العمال ، ج 3 ، ص 500 ، ح 7601
(الكافى، ج 4، ص 62)
15- اثنان يعجلهما الله في الدنيا البغي وعقوق الوالدين .
دو چيز را خداوند در اين جهان كيفر ميدهد : تعدي ، و ناسپاسي پدر و مادر .
كنز العمال ، ج 16 ، ص 462 ، ح 45458
كنز العمال ، ج 11 ، ص 7 ، ح 30390
سنن ابن ماجه ، كتاب التجارات ، ح 2133
(بحار الانوار،ج93،ص342)
19- احب الاعمال الي الله الصلاة لوقتها ثم بر الوالدين ثم الجهاد في سبيل الله
بهترين كارها در نزد خدا نماز به وقت است ، آنگاه نيكي به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا .
كنز العمال ، ج 7 ، ص 285 ، ح 18897
كنز العمال ، ج 3 ، ص 153 ، ح 5929
(جهاد النفس، ص 247)
22- احب الاعمال الي الله أدومها وان قل .
محبوبترين كارها در پيش خدا كاريست كه دوام آن بيشتر است ، اگر چه اندك باشد .
صحيح مسلم ، كتاب صلاة المسافرين و قصرها ، ح 1305
23- احب الاعمال الي الله من أطعم مسكينا من جوع أو دفع عنه مغرما أوكشف عنه كربا
بهترين كارها در پيش خدا آن است كه بينوايي را سير كنند ، يا قرض او رابپردازند يا زحمتي را از او دفع نمايند .
كنز العمال ، ج 6 ، ص 342 ، ح 15958
(اصول كافی،ج1،ص30)
25- احب الاعمال الي الله حفظ اللسان
بهترين كارها در پيش خدا نگهداري زبان است .
كنز العمال ، ج 3 ، ص 551 ، ح 7851
مسند احمد ، باقي مسند الانصار ، ح 21137
كنز العمال ، ج 15 ، ص 233 ، ح 40716
كنز العمال ، ج 4 ، ص 344 ، ح 10812
29- طلب العلم فریضة علی کل مسلم، الا ان الله یحب بغاة العلم
طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، همانا خدا جویندگان علم را دوست دارد.
(اصول کافی ج 1 /باب دوم/ص 35)
نهج الفصاحه ، ص 15 ، ح 85
نهج الفصاحه ، ص 15 ، ح 86
كنز العمال ، ج 3 ، ص 574 ، ح 7960
نهج الفصاحه ، ص 17 ، ح 95
نهج الفصاحه ، ص 19 ، ح 106
35- اخوف ما أخاف علي امتي الهوي وطول الامل .
بر امت خويش بيش از هر چيز از هوس و آرزوي دراز بيم دارم .
كنز العمال ، ج 3 ، ص 490 ، ح 7553
كنز العمال ، ج 2 ، ص 72 ، ح 3176
كنز العمال ، ج 14 ، ص 527 ، ح 39507
كنز العمال ، ج 15 ، ص 569 ، ح 42208
كنز العمال ، ج 6 ، ص 102 ، ح 15034
كنز العمال ، ج 6 ، ص 471 ، ح 16595
چه کسی گستره این ارتفاع یقین را مجال تماشا خواهد یافت؟
چه دلی است آن دل که در رونق این میلاد عظیم، به خانه امام عسکری علیه السلام گذر کند و اسیر نشود؟
مگر می شود در دایره این حضور، قرار گرفت و قرار نگرفت؟! گاه شکوفایی انسان رسیده است. لحظه موعودی که زمین، ظرفیت درک منجی را پیدا کرده است.
چه کسی جز او، شایسته مقام نجات است؛ وقتی پیش از خلقت آدم، به حلول آسمانی اش، مژده داده شده است؟!
می آید، تا آمدنِ روح در کالبد زمان را به نمایش گذاشته باشد. می آید، تا ورود نفس در رگ درختان را اذن داده باشد.
می آید، تا مسیر رفتن را هموار کند. می آید، تا آمدنی ها را به تصویر باور خاک بکشاند.
سلام بر این آمدن سبز که تا ابدیت رونق خواهد داشت!


| جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۱۲ |
دكتر محمود عزيزي نويسنده و بازيگر
به نظر من سرمايه گذاري بر روي اين مقولات در درجه اول بايد توسط نهادهايي صورت گيرد كه با انگيزه كار ديني و معنوي و مهدوي شكل گرفته اند. در درجه دوم هم فيلمسازان بايد الگوبرداريهاي مناسب از اين مقوله داشته باشند و آن را به كار بندند. ولي متاسفانه از سينمايي كه تهيه كننده فقط به گيشه مي انديشد و رنگ و بوي معنوي در آن به چشم نمي خورد چگونه انتظار داريد مفاهيم الهي، آرماني، و امام زماني را به كار گيرد!؟ اميرحسين مدرس (مجري تلويزيون، بازيگر و نويسنده): هزار مرتبه شويم دهان به مشك و گلاب هنوز نام تو بردن، كمال بي ادبي است. اينكه چرا درباره وجود مقدس حضرت حجت - سر و جانم فدايش - فيلمي ساخته نشده، محل تامل است. فكر مي كنم نخست بايد بستر مناسب براي ساختن چنين فيلمهايي به وجود بيايد . ساختن فيلم با چنين مفهوم بلندي، مستلزم شناخت دقيق سينما و شناخت و درك عميق مفاهيم اعتقادي است و در نهايت عشق و ارادت; اينها همه با هم بايد باشند تا كار انجام پذيرد و گرنه عشق وارادت تنها در اين عرصه راه به جايي نخواهد برد .
به نام خداوند بخشاينده مهربان
هنوز نام تو در دفتر زمان جـــاري اســت
و خون غيرت تو در رگ جهان جاري است
هنــوز هـــم تو اميدِ اميد وارانـــي
زلال نام تو در بغض کودکــــان جاري است
چه دست بود فشاندي به آبها که هنـــوز
حد يث عزت نــفس تودر زبـان جاري ا ست
و از دو دست تو دشت وفــا وغيـــــرت را
دو رود پاي گرفته است وهمچـنان جاري است
مگر نگاه تو د نبال مشــك مي گـــردد
که رود اشگ زهر ديده بي امان جــاري است
وفا به قامت تو قـــــدر خويش را ســـنجيد
که با وفايي تو مثل بيکران جــاري است
واوج آبي نامـــت شبيه معـجزه اســــت
که بر مناره آ فاق چون اذان جاري است
هنوز هـــم شفـــق آلود توســت چشم افـــق
پيام سرخ تو در متن آسمان جاري است
سفيــــنه تــــو کنـــار فــرات يأس آ لود
به خون نشسته و در بحر آرمان جـاري اســــت
قســم به حرمت آن بــازوان قاطــــع تو
که د جله د جله مرام تو در زمان جاري است
تو آب را بــه تمـــناي تشنـــگي بــردي
که در مرام تو زخم از پي سنان جاري است
سلام بر تو و دستان پر سخاوت تــــو
ســـلام بــر ادب و غيرت و نجابت تـــو
ســـلام بر قـــــلم بازوان خــونــينــت
كه قطعـه قطعـه شــد از بهر قاطعيـت تـو
سلا م بر عرق شـرم گـــونه ماهــــت
که قطره قطره چکيد از جبين عصمت تـــو
سلام بر شرف و مشي ومشق و ميثـــاقــت
ســلام بـر دل لبريــــز از ولايت تـــو
چقدر نــام تو همرنگ جـــانفشـانيهــاسـت
سـلام بــر تو و آييـن استـقا مت تـــو
سلام بر صدف سينه گهر خيـــــزت
سلام بر سعه صــد ر بي نها يـــت تــــو

| جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۱۱ |
عبدالله اسكندري طراح گريم و چهره پرداز
تصور مي كنم پس از انقلاب بار معنوي فيلمهاي ما بسيار زياد شده است. بي انصافي است كه اگر اين فضا را ناديده بگيريم . سينماي دفاع مقدس نيز در اين ميانه بسيار مؤثر بوده است. ضمن اين كه سينما هم هنر است و هم صنعت. مضافا اينكه بايد به وجه اقتصادي آن نيز توجه داشت. توجه به وجه معنوي نبايد از وجه اقتصادي سينما بكاهد .
| جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۱۰ |
بهزاد بهزادپور كارگردان و بازيگر
بزرگي مي گويد:
از كوزه همان برون تراود كه دراوست .
برخى از افراد به خوب و بد، حق و باطل و صلاح و فساد جامعه، «بى تفاوت»اند، براى آنها حاكميت ارزشها يا رواج ضد ارزشها فرقى نمىكند؛ گسترش چنين روحيهاى در ميان افراد، نشانه مرگ فرهنگى و فقدان هويت فرهنگى آن جامعه است.
در مقابل، برخى ديگر به دليل داشتن شخصيت و هويت فرهنگى و پاىبندى و باور به يك سلسله از معارف و مواضع و كارها و برنامهها، در برابر وقايع پيرامونشان، بى تفاوت و خنثى نيستند.
افراد داراى هويت فرهنگى، هم به آنچه دارند آگاهند، هم در گسترش و توسعه آنها كوشايند و هم در برابر متعديان به حريم آنها عكس العمل نشان مىدهند و در حراست از داشتههاى خود، مقاوم و هوشيارند.
افراد بى هويت، بر عكس گروه فوق، نه باورهاى روشن و ايدههاى مشخص دارند، نه به تقويت يا تضعيف آنچه دارند، حساساند و نه به مهاجمان عكس العمل نشان مىدهند. براى اين گونه افراد، «فرهنگ خودى» يا «فرهنگ بيگانه»، ارزش يا ضد ارزش و گسترش حق يا رواج باطل، تفاوتى ندارد.
نتيجه آن كه، جامعه با فرهنگ و برخوردار از شخصيت و هويت فرهنگى و معتقد به ارزشهاى مكتبى و بومى، همچون درختى تناور و ريشهدار، در مقابل امواج و توفانها و هجومها مىايستد؛ اما جامعه و افراد بىهويت و ناآگاه از فرهنگ خودى، همچون گياهان بىريشه يا پوسيده و خشكيده، با ملايمترين و با دو كمترين ضربه، از ريشه كنده مىشوند و بدون هيچ مقاومتى پذيراى فرهنگ مهاجم مىگردند. البته گاهى هم برخوردهاى تند و نسنجيده و غيرمعقول از سوى خودىها، موجب گرايش به بيگانه و پناه بردن به دامن غرب مىشود.
آنچه قرآن كريم در مقايسه «كلمه طيّبه» و «كلمه خبيثه»(1) دارد و آن دو را به «شجره طيّبه» و «شجره خبيثه» تشبيه مىكند، به اين نكته هم اشاره دارد كه فكر و ايمان صحيح و كلمه و باور پاك، مثل آن درختى است كه ريشه در اعماق زمين دارد و شاخ و برگش به آسمان سركشيده و هر لحظه ميوه و ثمر مىدهد؛ اما باورهاى پوك و انديشههاى سست و كلمه خبيثه، همچون گياهى روييده در سطح زمين و بىريشه است كه قرار و قوامى ندارد.
شهيد مطهرى (ره) در باره نقش تكيه بر فرهنگ خودى در ساختن شخصيت افراد، مىنويسد: «روى مسئله استقلال فكرى و استقلال فرهنگى و به تعبير خودم، '' استقلال مكتبى ``مايلم كه تكيه بيشترى داشته باشيم... انقلاب ما آن وقت پيروز خواهد شد كه ما مكتب و ايدئولوژى خودمان را كه همان اسلام خالص و بدون شائبه است، به دنيا معرفى كنيم؛ يعنى اگر ما استقلال مكتبى داشته باشيم و مكتبمان را بدون خجلت و شرمندگى به جهانيان عرضه كنيم، مىتوانيم اميد پيروزى داشته باشيم.»(2)
پس نخستين گام براى استوار ساختن يك ملت در برابر فرهنگ بيگانه، شناخت شاخصها و مقوّمات و بنيانهاى فكرى و فرهنگى خود است. عقايد، فرهنگ، زبان، سنتها و آداب، شخصيتها و دانشمندان، پيشينيه علمى و مفاخر اسلامى، همه از اين دست است و تقويت آنها، سدّى محكم در مقابل رخنه بيگانگان و هضم شدن جامعه در فرهنگ غير خودى ايجاد مىكند. گاهى هم تبليغ نامناسب و ارائه الگوهاى غلط يا طرح موضوعاتى سطحى و غير معقول و يا استفاده ابزارى از باورهاى اهل ايمان در مسير اهداف و اغراض شخصى، عامل گريز از فرهنگ مكتبى و بدبينى به اعتقادات اسلامى و آداب و سنن خودى است.
| جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۹ |
محمد كاسبي بازيگر
در بخش خصوصي سينماي ايران - من به عنوان يك عضو - كوچكترين علاقه اي در تهيه كنندگان بخش خصوصي براي توليد فيلم هايي با مفهوم انتظار نمي بينم، چون اين گونه تهيه كنندگان فقط به گيشه مي انديشند و معتقدند كه در كارهاي سينمايي، صحبت از انتظار و ولايت به كار گيشه نمي آيد . بنابراين به سراغ اين مضامين نمي روند. در بخش دولتي هم متاسفانه مراكزي كه سابق براين باوجهه انقلابي و ديني خود فيلمهايي با مضامين معنوي و الهي توليد مي كردند، امروزه با سرمايه بيت المال، فيلمهايي مبتذل با مضاميني پيش پا افتاده توليد مي كنند و به طور كلي مي توان گفت، رنگ و بوي انقلاب، انتظار، ولايت و مهدويت از آثار سينمايي رخت بربسته است .
|
مامسرفيم |
اينجانب از اينكه كساني ميكوشند تا در ميان مردم ما رسم تجملگرايي و اسراف و ولخرجي را شايع كنند، شديداً نگران و متأسفم؛ و از اينكه مردم فداكار و انقلابي ايران در امور شخصي به مصرفگرايي سوق داده شوند و قناعت انقلابي را از ياد ببرند، به خدا پناه ميبرم. آنان كه تجملات و زياديهاي غيرضرور و ولخرجمآبانه را از روي بيدردي ناشي از وسعت و توانايي مالي انجام ميدهند، به خود آيند و به انفاق روي آورند؛ و آنانكه با سختي و تنگدستي، بر خود چنين چيزي را تحميل ميكنند، از اين امر خسارتبار دست بكشند. براي متمكنين، ميانهروي؛ و براي قشرهاي متوسط، قناعت در امور شخصي؛ و براي همه، تلاش و كار و توليد و رونق دادن به وضع عمومي، فريضهيي انقلابي و رسمي اسلامي است.
2/9/1368
پيام به گردهمايي سراسري فرماندهان بسيج، به مناسبت سالروز انتشار پيام رهبر فقيد انقلاب براي تشكيل بسيج مستضعفان و گراميداشت هفتهي بسيج
| جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۸ |
حسين پاكدل مسؤول تئاتر شهر و دبير جشنواره فيلم كودك و نوجوان
در پاسخ به سؤال شما بايد بگويم كه اين امر به فقدان معنويت در جامعه مربوط مي شود. البته به طور قطع و يقين نمي توان گفت فضاي تئاتر و سينما و هنر كشور با اين مقوله بيگانه است; زيرا هر موضوعي كه در مسير معنويت - حتي به طور غيرمستقيم - قرارگيرد در مسير پاسخ به سؤال شماست. امروز بوضوح مشاهده مي كنيم كه فضاي تئاتر و سينماي ايران به سمت معنويت پيش مي رود اما نبايد انتظار داشت كه مقوله اي به عظمت مهدويت در اين فضا بگنجد. به نظر من طرح سؤال به شكل نااميد كننده و منفي صحيح نيست !!
مجتبي گفت: «سفره را بينداز كه از گرسنگي غش كردم .»
بيآنكه به كسي توجه كند، سفره را از روي كمد برداشت و وسط اتاق پهن كرد. پسرك صورت گرد كه قابلمه را از روي چراغ برميداشت ، گفت : «چه خبرته ، تو كه همين الان از مرخصي رسيدهاي .»
همه دور سفره نشسته بودند كه يكي حاج احمد با تو كار دارد ... زود بيا.
پسرك قد بلند بود. مجتبي از چهرهي هراسان او فهميد كه اتفاق ناگواري افتاده است . تند برخاست و پرسيد:
« كجاست؟ »
پسرك قد بلند گفت : «تو بخش بيمارستان»
مجتبي گفت : « خدا به خير بگذراند.»
و راه افتاد
در بخش را كه باز كرد ، حاج احمد را ديد . دستانش را از پشت به هم گره زده بود و قدم ميزد. آرام جلو رفت. حاج احمد تا او را ديد، فرياد كشيد : «كجا بودي ؟ »
مجتبي من منكنان گفت:« داشتم غذا ميخوردم .»
حاج احمد پرسيد : «كي از مرخصي برگشتي ؟»
مجتبي گفت: « همين يك ساعت پيش .»
حاج احمد پريد و يقه مجتبي را گرفت . مجتبي بيدفاع ماند.حاج احمد او را به دنبال خود كشيد و راه افتاد .
مجتبي داشت خفه ميشد . هر چه فكر كرد، نميفهميد چه اشتباهي از او سر زده . خواست كمي يقهاش را باز نگه دارد. چشمان حاج احمد چنان گرد شد و دست او را پس زد كه مجتبي از حركت ايستاد.
رسيدند بالاي تخت مجروحي كه بيحال ،آنها را نگاه ميكرد . نوجوان بود و هنوز مويي روي صورتش نروييده بود. حاج احمد با اشاره به دستهاي مجروح پرسيد: « روي اين دست چيه ؟»
لكههاي سرخ ، جابهجا روي دستهاي مجروح به چشم ميخورد. مجتبي سربه زير انداخت و آرام گفت : «خون.»
حاج احمد از مجروح پرسيد : « چند وقت است كه اين جا هستي ؟»
مجروح كه جا خورده بود، گفت:« يك هفته.»
حاج احمد گفت : « در اين يك هفته با تو چه طور برخورد كردهاند.؟»
مجروح گفت: « هيچي . مرا روي اين تخت گذاشتند و به حال خود رها كردند.»
حاج احمد گفت :« چه طور غذا ميخوري ؟»
مجروح گفت:« با همين دستهايم.»
و خيره ماند به لكههاي خون كه به سياهي ميزد. حاج احمد پرسيد : « گفتي كه دستهايت را بشويند؟»
مجروح گفت:« بله گفتم . ولي كسي به حرفهايم گوش نكرد.»
مجتبي به ديوار تكيه داده بود. حاج احمد سرش داد زد :
« مگر من روز اول كه تو را به اين جا فرستادم ، نگفتم كه چه مسووليتي داري؟ مگر نگفتم با مجروحين چه چه طور برخورد كنيد؟مگر آنها را به شما نسپردم ؟ مگر...»
مجتبي ،حاجي احمد را ديد كه روي ميز دنبال چيزي ميگردد. برگشت و خواست پاورچين از اتاق بيرون برود.
حاج احمد چنگال را ديد و دستش به طرف آن رفت. مجتبي همين كه خواست از اتاق بزند. بيرون، چنگال را ديد كه در هوا به طرفش ميايد و جا خالي داد و چنگال كنار صورتش توي ديوار فرو رفت. مجتبي پا به فرار گذاشت.
چند ساعتي بود كه خودش را تو اتاق حبس كرده بود. ميترسيد از اتاق بيرون برود . گوشهي اتاق كز كرده بود و ناخنهايش را ميجويد.
يكي آمد تو. مجتبي سر بالاآورد پسرك قد بلند بود. گفت: « حاجي با تو كار دارد ، بيا. »
مجتبي مردد بود. پسرك قد بلند گفت: « بلند سو، نترس ، چيزي نميشود.»
برخاست ، ولي توان راه رفتن نداشت. آرام جلوي اتاق حاج احمد ايستاده . در زد و رفت تو . حاج احمد وسط اتاق ايستاده بود. چشمهايش سرخ سرخ شده بود. تا مجتبي را ديد ، بلند گفت: «فهميدي چه كردي ؟ تو به يك بسيجي توهين كردهاي ، و ميفهمي يا نه؟ »
مجتبي آرام گفت:«ولي حاجي ،من تازه از مرخصي آمده بودم .»
دستهاي حاج احمد ميلرزيد . بلندگفت: « ولي تا از مرخصي برگشتي ، رفتي سر وقت سفره . چرا به مجروحين بيمارستان سري نزدي ؟ مگر تو مسوول بيمارستان نيستي ؟»
صدايش پايين آمد و آرام ادامه داد:« برادر،توميداني كه آن بسيجي امانت جبهههاست ؟ مادرش با صدها اميد او را روانه كرده ....»
حاج احمد بغضاش تركيد و زد زير گريه . هق هق گريهاش ، قلب مجتبي را هم شكست. هر دو وسط اتاق روي زمين نشستند و آرام در آغوش هم گريستند.
| جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۷ |
ناصر شفق تهيه كننده و مدير انجمن سينماي دفاع مقدس
سينما ظرف است و هر چه در آن ظرف ريخته شود رنگ و بو و مزه آن را خواهد داشت ... اينكه سينما چرا هم اكنون انديشه امام زماني ندارد برمي گردد به اينكه: 1- صاحب نظران، در سينما جايي ندارند. 2- سينما پديده اي است تازه و شگرف كه صاحبدلان كمتر با آن آشنايي دارند. 3- سينما ريشه معنوي نداشته است و بيشتر به قصد پيشرفت مادي مراحل تكوين خود را طي كرده است ... انقلاب اسلامي مي تواند پيوند دهنده اين منظر غريب با ذكر آن يار غريب باشد .
| جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۶ |
محمدحسين جعفريان نويسنده، عكاس و فيلمبردار
پاسخ گفتن به چنين سؤالي كار چندان دشواري نيست. امروز در عرصه هنر، و ادبيات ما عطر بسياري از ارزشها به مشام نمي رسد و در عوض انبوه انديشه هاي وارداتي يا انواع ماليخولياي هنري و ادبي جاي پرداختن به اين ارزشها و هنجارهاي مقدس را گرفته است. خوب است در پاسخ به پرسش شما، خاطره اي نقل كنم: يكي، دو سال پيش از اين، يكي از دوستان خارجي من كه به اسلام تشرف يافته و شيعه شده بود، آهنگ وطن كرده و پس از چند سالي اقامت در شهر مقدس قم، به كشور خودش بازگشت. او اسپانيايي بود و اديان متعددي را آزموده تا عاقبت كشتي روحش در ساحل تشيع پهلو گرفته بود. وقتي براي خداحافظي آمده بود، با تلخي مي گفت: شش سال است كه در قم زندگي مي كنم. من از اسپانيا فرار كردم چون در كشور من و اصولا در غرب همه براي پول كار مي كنند، براي شهرت، زن، قدرت، براي... من فرار كردم، به ايران آمدم، به قم، حالا، بعد از پنج، شش سال مي بينم، اينجا هم همين است. اينجا هم همه براي پول كار مي كنند، براي شهرت براي زن، براي قدرت...، پس فرق در كجاست؟ پس من براي چه از آن طرف دنيا آمده ام اينجا پهلوي شما ؟ چرا به اين سرزمين پناه آورده ام؟ جملات او سرشار از حقيقتي تلخ بود، حقيقتي كه جان مرا مي آزرد و در عين حال قابل انكار نبود. گفتار اين مسلمان اسپانيايي و نتيجه اي كه او را از شهر مقدس قم به دامان غرب باز گرداند، پاسخ پرسشي است كه شما به دنبال آن هستيد. خدا كند روزي كه آقا مي آيد، ميان اين همه آدم كه تا اعماقشان پوسيده و نابود شده است، سيصدو سيزده آدم پيدا بشود .
|
پرسمان ۷ |
پاسخ: دشمن تلاش مي كند تا آن جا كه مي تواند دين واقعي را انكار كند و اگر نتواند، به تحريف و تخريب آن بپردازد و به جايگزيني و نمونه سازي روي آورد. بنابراين، همه عقايد سازنده، مورد تهاجم دشمن قرار گرفته است. دشمنان، سراغ مجموعه احكام و مقررات اسلامي رفته اند و سعي مي كنند هر توصيه ديني را كه در زندگي و سرنوشت بشر تاثير مثبتي دارد، به گونه اي از بين ببرند و يا دست كم بي محتوا جلوه دهند يا به طور كلي انكار كنند.
براي مقابله با هجوم بي امان دشمنان دين، از دو راه بايد پيش رفت:
1 . فردي: هر مسلماني وظيفه دارد كه حقيقت دين و احكام واقعي دين را بياموزد، در حد توان خويش به تبليغ آنها بپردازد و ناآگاهان جامعه را با عقايد اسلام آشنا سازد و دشمنان اسلام و نوع اسلام ستيزي آنها را شناسايي و به مردم معرفي نمايد.
2 . حكومتي: دولت مردان و مسئولان حكومت اسلامي، بايد با استفاده از سرمايه اي كه در اختيار دارند، اسلام و عقايد شيعه را به جهانيان معرفي كنند تا همه بدانند كه دين واقعي چيست و عقايد ساختگي كدام است. براي مثال، يكي از وزارت خانه هايي كه در اين باره مسئوليت دارد، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي يا سازمان صدا و سيماي اسلامي است، به تمام مسلمانان جهان و حتي غير مسلمانان معرفي كنند، و آنان را به تخريب، تحريف، نمونه سازي و ديگر شيوه هاي دشمنان آگاه نمايند تا هرگز به دام صيادان اعتقادي و ديني نيفتند.
| جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۵ |
سيدعليرضا سجادپور نويسنده و تهيه كنند ه
|
پرسمان ۶ |
پاسخ: منابع ديني، جنگ هاي خونين و كشتارهاي بزرگ را از نشانه هاي ظهور ياد كرده اند.(1) گويا اين جنگ ها ميان اهل باطل، بر سر رقابت هاي مادي و سياسي روي مي دهد كه در نهايت بدون پيروزي هيچ يك از دو گروه و پس از بر جاي گذاشتن انبوهي از كشته ها پايان مي يابد. لذا از مجموع روايات، اين نتيجه ها به دست مي آيد:
1 . پيش از ظهور حضرت،كشتارهايي رخ داده، تعداد بسياري از انسان ها كشته مي شوند، به طوري كه افراد باقي مانده، كمتر از كشته شدگان هستند. لذا اولاً: كشتارها چون قبل از ظهور است مربوط به امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف نيست و به دست حضرت يا فرمان ايشان انجام نمي گيرد؛ ثانياً درست نيست كه دو سوم شيعيان كشته مي شوند؛ بلكه آن چه صحت دارد كشته شدن تعداد زيادي از انسان هاست نه شيعيان، و چون اكثريت جهان، غير شيعه اند، كشته ها نيز بيشتر از آنها خواهد بود؛
2 . تعدادي از كشته شدگان در جنگ و تعدادي به واسطه بيماري هاي مسري جان مي سپارند؛
3 . در ميان اقليتي كه باقي مي مانند، شيعيان و دوست داران امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف هستند.(2)
پي نوشتها :/1- بحارالانوار،ج52،ص246،251و 388./2- چشم اندازي به حكومت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، ص45.
در اين كنفرانس نظريه پردازان غربي در تحليل انقلاب اسلامي ايران، اعتراف ميكنند كه شيعه داراي دو نگاه است، نگاه سرخ و نگاه سبز و معتقدند شيعه به اسم امام حسين(ع) قيام را شروع و به اسم امام زمان(ع) آن را حفظ ميكند.
تصميم نهايي در اين كنفرانس، نشان دادن تصويري سياه از انتظا ر سبز شيعه، به جهان است.
پس از اين كنفرانس كتابها و فيلمها و بازيهاي رايانهاي زيادي براي اين هدف تهيه و به جهان عرضه شد؛ مانند: فيلم صهيون، فيلم آرماگدون و بازيهاي كامپيوتري، ماتريكس، نفرين شدگان، سام ماجراجو، شيطان مقيم، بازگشت به قلعه ولفن اشتاين، دلتا فورس، قيام ملتها و طوفان صحرا(حمله به عراق) و همچنين كتابهايي نظير:
1. جنگ بعدي ـ كاسپار و اين برگر (وزير دفاع سابق آمريكا)؛
2. زمين سياره بزرگ مرحوم؛
3. جهان نويني در حال فرارسيدن است؛
4. شما و سال 2000؛
5. چه بر سرما ميآيد؛
6. آمادگيهاي فردي براي بحران سال 2000؛
7. تدارك جنگ بزرگ ـ گرس هال سل؛
| جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۴ |
|
پرسمان ۵ |
پاسخ: در جريان ظهور، هر چند بسياري از مردم با امام مهدي(ع) و حقيقت دعوت و قيام او آشنا شده و به او ميپيوندند، اما گروههايي نيز به مقابله ميپردازند. با سير در احاديث مربوط به امام مهدي(ع) به تقابل سه گروه با ايشان ميتوان به صورت روشن اشاره كرد:
ـ گروه به ظاهر مسلمان: اينا حدود ده هزار نفرند كه خود را ديندار واقعي ميدانند.(شبيه خوارج نهروان)
ـ لشكر سفيان: او كه با خروج خود، سوريه و عراق را تحت سيطرهاش قرار ميدهد، هنگام ظهور به مبارزه برميخيزد و به جنگ با حضرت ميپردازد. اينان مخالفان جدي دين و آرامش مردم هستند و در ايام سلطه خود عده زيادي را ميكشند.
ـ گروههايي از اهل كتاب: مسيحيان و يهوديان، در هنگام ظهور، ابتدا مقابل حضرت صف آرايي كرده و آماده جنگ ميشوند، ولي نزول، حضرت عيسي(ع) و نماز خواندن ايشان پشت سر امام مهدي(ع) و نيز آشكار شدن الواح اصلي تورات توسط امام زمان(ع) باعث ميشود عدهاي زياد از اهل كتاب دين اسلام را بپذيرند، برخي نيز صلح ميكنند و گروهي نيز به جنگ ميپردازند.
ويژگيهاي اصلي مخالفان و جنگ طلبان را ميتوان در چند مرود برشمرد: عدم درك درست از دين و حقيقت انسانيت، دنيا طلبي روحيه لجاجت و تعصب.
به تصدیق شیخ مفید، کتاب « کافی » ارزشمندترین کتاب اسلامی و نفیسترین کتاب شیعه است. کتاب « کافی » شامل شانزده هزار و یکصد و نود و نه حدیث است که طی سه قسمت « اصول » و « فروع » و « روضه » تدوین شده است.
کلینی اولین محدثی بود که به جمع و نظم و ترتیب اخبار دینی پرداخت.
از کتب دیگر او میتوان « تعبیر الریا »، « رد قرامطه »، « وسائل الائمه »، « کتاب الرجال »، « ما قیل فی الائمه من الشعر » را نام برد. از علمای زمان غیبت صغری بود و در ماه شعبان سال 329 هجری یعنی 69 سال پس از وفات امام حسن عسگری فوت کرد. مزار او در باب الکوفه بغداد قرار دارد.
اين فيلم محتوايي تخيلي دارد و آمريكا را نجات دهنده بشريت در برابر حمله فضايي به زمين نشان ميدهد. سر انجام با پيروزي نيروهاي مدافع زمين در روز استقلال آمريكا، دشمن شكست ميخورد و آمريكا بر سكوي نجات ميايستد.
| جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۳ |
دكتر محمد مددپور محقق و نويسنده
به نظر بنده فقط سينما اين مشكل را ندارد تا آنجايي كه من اطلاع دارم چه در عرصه سياست و چه در عرصه علم و چه در عرصه هنر، معمولا غافل از اين موضوع هستند. البته در اين ميان هنر نزديكترين مقوله به انتظار است و سينماي جهان زمينه هايي از انتظار را در خود مي پروراند. از جمله انتظار يك آرمانشهر، انتظار يك مدينه فاضله و انتظار يك جامعه انساني توام با عشق و محبت. در واقع هنرمندان اصيل منتظرند و به نظر من سينما از اين نظر از مقولات ديگر جلوتر است. در سينماي ايران هم آثاري كه گاهي حكايت از اين انتظار مي كنند، ديده مي شود گرچه فضاي ما، فضاي غيبت است و در غيبت هم مفهوم عدم حضور نهفته است .