تبليغاتX
محض یار مهربان

محض یار مهربان

«زان شبي كه وعده كردي، روز وصل را»«روز و شب را مي شمارم ، روز و شب»

آدرس جدید وبلاگ

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت   توسط محمّد  | 

مشارکت در امر نیکوپسند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت   توسط محمّد  | 

چهل حدیث از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)

1- آية المنافق ثلاث : اذا حدث كذب واذا وعد اخلف واذا اؤتمن خان
نشان منافق سه چيز است : 1 - سخن به دروغ بگويد . 2 - از وعده تخلف كند .3 - در امانت خيانت نمايد .

صحيح مسلم ، كتاب الايمان ، ح 89


2- لا ینال شفاعتی من اخر الصلوة بعد وقتها
کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهدرسید

(بحارالانوار،ج،83ص20)


3- أبغض الحلال الي الله الطلاق .
منفورترين چيزهاي حلال در پيش خدا طلاق است .

سنن ابي داود ، كتاب الطلاق ، ح 1863


4- خَیرُ الأصحابِ مَن قَلَّ شِقاقُهُ و کَثُرَ وِفاقُهُ.
بهترین یاران کسی است که ناسازگاریش اندک باشد و سازگاریش بسیار

(تنبیه الخواطر، ج2، ص123 )


5- ابن آدم اذا اصبحت معافي في بدنك آمنا في سربك عندك قوت يومك فعلي الدنياالعفاء .
فرزند آدم وقتي تن تو سالم است و خاطرت آسوده است و قوت يك روز خويش راداري ، جهانگر مباش .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 782 ، ح 8740


6- ابن آدم عندك ما يكفيك وانت تطلب ما يطغيك لا بقليل تقنع ولا بكثير تشبع .
فرزند آدم ، آنچه حاجت تو را رفع كند در دسترس خود داري و در پي آنچه تو را به طغيان وا مي دارد روز ميگذاري ، به اندك قناعت نميكني و از بسيار سير نمي شوي .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 782 ، ح 8740


7- مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ
هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)


8- اتق دعوة المظلوم فإنما يسال الله حقه وان الله لن يضيع لذي حق حقه
از نفرين مظلوم بپرهيز زيرا وي به دعا حق خويش را از خدا ميخواهد و خدا حق رااز حق دار دريغ نميدارد .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 507 ، ح 7650


9- اتقوا الحجر الحرام في البنيان فانه اساس الخراب
از استعمال سنگ حرام در ساختمان بپرهيزيد كه مايه ويراني است .

كنز العمال ، ج 15 ، ص 405 ، ح 41575


10- اَلعِبادَهُ سَبعونَ جُزء، اَفضَلُها جُزءً طَلَبُ الحَلالِ
عبادت هفتاد جزء است و بالاترین و بزرگترین جزء آن کسب حلال است.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)


11- اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور الله
از فراست مؤمن بترسيد كه چيزها را با نور خدا مي نگرد .

سنن ترمذي ، كتاب تفسير القرآن ، ح 3052


12- اتقوا الدنيا فوالذي نفسي بيده انها لأسحر من هاروت وماروت
از دنيا بپرهيزيد ، قسم به آن كس كه جان من در كف اوست كه دنيا ازهاروت و ماروت ساحرتر است .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 182 ، ح 6063


13- اتقوا دعوة المظلوم فإنها تصعد الي السماء كأنها شرارة
از نفرين مظلوم بترسيد كه چون شعله آتش بر آسمان ميرود .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 500 ، ح 7601


14- لكل شیئى زكاة و زكاة الابدان الصیام
براى هر چیزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.

(الكافى، ج 4، ص 62)


15- اثنان يعجلهما الله في الدنيا البغي وعقوق الوالدين .
دو چيز را خداوند در اين جهان كيفر ميدهد : تعدي ، و ناسپاسي پدر و مادر .

كنز العمال ، ج 16 ، ص 462 ، ح 45458


16- اجرأكم علي قسم الجد اجرأكم علي النار .
هر كس از شما در خوردن قسم جديتر است به جهنم نزديكتر است .

كنز العمال ، ج 11 ، ص 7 ، ح 30390


17- أجملوا في طلب الدنيا فإن كلا ميسر لما خلق له .
در طلب دنيا معتدل باشيد و حرص نزنيد ، زيرا به هر كس هر چه قسمت اوست مي رسد .

سنن ابن ماجه ، كتاب التجارات ، ح 2133


18- هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.
رمضان ماهى است كه ابتدایش رحمت است و میانه‏اش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم.

(بحار الانوار،ج93،ص342)


19- احب الاعمال الي الله الصلاة لوقتها ثم بر الوالدين ثم الجهاد في سبيل الله
بهترين كارها در نزد خدا نماز به وقت است ، آنگاه نيكي به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا .

كنز العمال ، ج 7 ، ص 285 ، ح 18897


20- احب العباد الي الله الاتقياء الاخفياء
محبوبترين بندگان در پيش خدا پرهيزگاران گمنامند .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 153 ، ح 5929


21- انَّ الدینارَ وَ الدُّرهَمَ اَهْلَكا مَنْ كانَ قَبلكُمْ و هُما مُهْلِكاكُمْ.
همانا دینار و درهم پیشینیان شما را به هلاكت رساند و همین دو نیز هلاك كننده شماست.

(جهاد النفس، ص 247)


22- احب الاعمال الي الله أدومها وان قل .
محبوبترين كارها در پيش خدا كاريست كه دوام آن بيشتر است ، اگر چه اندك باشد .

صحيح مسلم ، كتاب صلاة المسافرين و قصرها ، ح 1305


23- احب الاعمال الي الله من أطعم مسكينا من جوع أو دفع عنه مغرما أوكشف عنه كربا
بهترين كارها در پيش خدا آن است كه بينوايي را سير كنند ، يا قرض او رابپردازند يا زحمتي را از او دفع نمايند .

كنز العمال ، ج 6 ، ص 342 ، ح 15958


24- لا فقر اَشد من الجهل ، لا مال اَعود من العقل . 
هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست .

(اصول كافی،ج1،ص30)


25- احب الاعمال الي الله حفظ اللسان
بهترين كارها در پيش خدا نگهداري زبان است .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 551 ، ح 7851


26- احب الجهاد الي الله عز وجل كلمة حق تقال لامام جائر
بهترين جهادها در پيش خدا سخن حقي است كه به پيشواي ستمكار گويند .

مسند احمد ، باقي مسند الانصار ، ح 21137


27- احب الطعام الي الله ما كثرت عليه الايادي
بهترين غذاها در پيش خدا آن است كه گروهي بسيار بر آن بنشيند .

كنز العمال ، ج 15 ، ص 233 ، ح 40716


28- احب اللهو الي الله تعالي إجراء الخيل والرمي .
بهترين بازيها در پيش خدا اسب دواني و تيراندازي است . 

كنز العمال ، ج 4 ، ص 344 ، ح 10812


29- طلب العلم فریضة علی کل مسلم، الا ان الله یحب بغاة العلم
طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، همانا خدا جویندگان علم را دوست دارد.

(اصول کافی ج 1 /باب دوم/ص 35)


30- احب الله تعالي عبدا سمحا اذا باع وسمحا اذا اشتري وسمحا اذا قضي وسمحا اذااقتضي .
خداوند بندهاي را كه به هنگام خريد و هنگام فروش و هنگام دريافت سهلانگار است دوست دارد .

نهج الفصاحه ، ص 15 ، ح 85


31- احب عباد الله الي الله أنفعهم لعباده .
از جمله بندگان آن كس پيش خدا محبوبتر است كه براي بندگان سودمندتر است .

نهج الفصاحه ، ص 15 ، ح 86


32- أحثوا التراب في وجوه المداحين .
بر چهره ستايشگران ، خاك بيفشانيد .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 574 ، ح 7960


33- احزم الناس أكظمهم للغيظ
آنكه در فرو بردن خشم از ديگران بيشتر است ، از همه كس دور انديشتر است .

نهج الفصاحه ، ص 17 ، ح 95


34- اختبروا الناس بأخدانهم ، فإن الرجل يخادن من يعجبه
مردم را از معاشرانشان بشناسيد ، زيرا كند هم جنس با هم جنس پرواز .

نهج الفصاحه ، ص 19 ، ح 106


35- اخوف ما أخاف علي امتي الهوي وطول الامل .
بر امت خويش بيش از هر چيز از هوس و آرزوي دراز بيم دارم .

كنز العمال ، ج 3 ، ص 490 ، ح 7553


36- ادعوا الله وأنتم موقنون بالاجابة واعلموا أن الله لا يستجيب دعاء من قلبغافل لاه .
خدا را بخوانيد و به اجابت دعاي خود يقين داشته باشيد و بدانيد كه خداوند دعارا از قلب غافل بي خبر نمي پذيرد .

كنز العمال ، ج 2 ، ص 72 ، ح 3176


37- ادني أهل النار عذابا ينتعل بنعلين من نار يغلي دماغه من حرارة نعليه .
از مردم جهنم آنكه عذابش از همه آسانتر است دو كفش آتشين بپا دارد كه مغزوي از حرارت كفشهايش به جوش ميآيد .

كنز العمال ، ج 14 ، ص 527 ، ح 39507


38- ادني جبذات الموت بمنزلة مائة ضربة بالسيف .
آسانترين كشش هاي مرگ مانند صد ضربت شمشير است .

كنز العمال ، ج 15 ، ص 569 ، ح 42208


39- اذا ابتلي أحدكم بالقضاء بين المسلين فلا يقض وهو غضبان وليسو بينهم في النظروالمجلس والاشارة
اگر يكي از شما به كار قضاوت ميان مسلمانان دچار شود بايد به هنگام غضب ازقضاوت خودداري كند و ميان ارباب دعوا در نگاه و نشيمنگاه و اشاره تفاوتي نگذارد .

كنز العمال ، ج 6 ، ص 102 ، ح 15034


40- اذا أحب الله عبدا حماه الدنيا كما يظل أحدكم يحمي سقيمه الماء .
وقتي خداوند بندهاي را دوست دارد ، دنيا را از او منع ميكند چنانكه شما مريض خويش را از نوشيدن آب منع ميكنيد .

كنز العمال ، ج 6 ، ص 471 ، ح 16595


منبع : سایت شهید آوینی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت   توسط محمّد  | 

مامان!! میرم پارک درس بخونم

www.sohagroup.com


www.sohagroup.com
www.sohagroup.com
www.sohagroup.com
www.sohagroup.com
www.sohagroup.com
www.sohagroup.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت   توسط محمّد  | 

لحظه موعود

چه کسی ژرفنای این موهبت لایزال را درک خواهد کرد؟

چه کسی گستره این ارتفاع یقین را مجال تماشا خواهد یافت؟

چه دلی است آن دل که در رونق این میلاد عظیم، به خانه امام عسکری علیه السلام گذر کند و اسیر نشود؟

مگر می شود در دایره این حضور، قرار گرفت و قرار نگرفت؟! گاه شکوفایی انسان رسیده است. لحظه موعودی که زمین، ظرفیت درک منجی را پیدا کرده است.

چه کسی جز او، شایسته مقام نجات است؛ وقتی پیش از خلقت آدم، به حلول آسمانی اش، مژده داده شده است؟!

می آید، تا...

می آید، تا آمدنِ روح در کالبد زمان را به نمایش گذاشته باشد. می آید، تا ورود نفس در رگ درختان را اذن داده باشد.

می آید، تا مسیر رفتن را هموار کند. می آید، تا آمدنی ها را به تصویر باور خاک بکشاند.

سلام بر این آمدن سبز که تا ابدیت رونق خواهد داشت!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت   توسط محمّد  | 

تولد انتظار

شعبان، به نیمه خود رسیده و اشتیاق جهان، به بی نهایت. لحظه ها در هیجانی روح انگیز، جریان گرفته اند. قرار نیست، انتظارها به سر آید؛ چرا که اینک جهان در انتظار تولد انتظاری است که معیار صبرها و عطش ها و ترازوی ایمان ها و اعتقادها خواهد ماند. به زودی، خلقت به نقطه عطف خود می رسد. این را نفس های حبس شده در سینه، گواهی می دهد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت   توسط محمّد  | 

دكتر محمود عزيزي نويسنده و بازيگر

جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۱۲

دكتر محمود عزيزي نويسنده و بازيگر

به نظر من سرمايه گذاري بر روي اين مقولات در درجه اول بايد توسط نهادهايي صورت گيرد كه با انگيزه كار ديني و معنوي و مهدوي شكل گرفته اند. در درجه دوم هم فيلمسازان بايد الگوبرداريهاي مناسب از اين مقوله داشته باشند و آن را به كار بندند. ولي متاسفانه از سينمايي كه تهيه كننده فقط به گيشه مي انديشد و رنگ و بوي معنوي در آن به چشم نمي خورد چگونه انتظار داريد مفاهيم الهي، آرماني، و امام زماني را به كار گيرد!؟ اميرحسين مدرس (مجري تلويزيون، بازيگر و نويسنده): هزار مرتبه شويم دهان به مشك و گلاب هنوز نام تو بردن، كمال بي ادبي است. اينكه چرا درباره وجود مقدس حضرت حجت - سر و جانم فدايش - فيلمي ساخته نشده، محل تامل است. فكر مي كنم نخست بايد بستر مناسب براي ساختن چنين فيلمهايي به وجود بيايد . ساختن فيلم با چنين مفهوم بلندي، مستلزم شناخت دقيق سينما و شناخت و درك عميق مفاهيم اعتقادي است و در نهايت عشق و ارادت; اينها همه با هم بايد باشند تا كار انجام پذيرد و گرنه عشق وارادت تنها در اين عرصه راه به جايي نخواهد برد .


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت   توسط محمّد  | 

السلام علیک یا ابالفضل العباس


به نام خداوند بخشاينده مهربان

هنوز نام تو در دفتر زمان جـــاري اســت
و خون غيرت تو در رگ جهان جاري است
هنــوز هـــم تو اميدِ اميد وارانـــي
زلال نام تو در بغض کودکــــان جاري است
چه دست بود فشاندي به آبها که هنـــوز
حد يث عزت نــفس تودر زبـان جاري ا ست
و از دو دست تو دشت وفــا وغيـــــرت را
دو رود پاي گرفته است وهمچـنان جاري است
مگر نگاه تو د نبال مشــك  مي گـــردد
که رود اشگ زهر ديده بي امان جــاري است
وفا به قامت تو قـــــدر خويش را ســـنجيد
که با وفايي تو مثل بيکران جــاري است
واوج آبي نامـــت شبيه معـجزه اســــت
که بر مناره آ فاق چون اذان جاري است
هنوز هـــم شفـــق آلود توســت چشم افـــق
پيام سرخ تو در متن آسمان جاري است
سفيــــنه تــــو کنـــار فــرات يأس آ لود
به خون نشسته و در بحر آرمان جـاري اســــت
قســم به حرمت آن بــازوان قاطــــع تو
که د جله د جله مرام تو در زمان جاري است
تو آب را بــه تمـــناي تشنـــگي بــردي
که در مرام تو زخم از پي سنان جاري است
سلام بر تو و دستان پر سخاوت تــــو
ســـلام بــر ادب و غيرت و نجابت تـــو
ســـلام بر قـــــلم بازوان خــونــينــت
كه قطعـه قطعـه شــد از بهر قاطعيـت تـو
سلا م بر عرق شـرم گـــونه ماهــــت
که قطره قطره چکيد از جبين عصمت تـــو
سلام بر شرف و مشي ومشق و ميثـــاقــت
ســلام بـر دل لبريــــز از ولايت تـــو
چقدر نــام تو همرنگ جـــانفشـانيهــاسـت
سـلام بــر تو و آييـن استـقا مت تـــو
سلام بر صدف سينه گهر خيـــــزت
سلام بر سعه صــد ر بي نها يـــت تــــو

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1390ساعت   توسط محمّد  | 

اعیاد شعبانیه مبارک

خانه فاطمه و علي عليهما السلام خانه پاکي و صفا بود؛
خانه اي به لطافت رودها و به آبي آسمان ها؛
آن خانه در روزي مثل امروزها، از شور و شادماني پر شده بود؛
عطر دومين نوزاد آسماني در خانه دختر پيامبر پيچيده بود؛
خداوند به امام حسن عليه السلام برادري هديه داده بود که او را حسين ناميدند؛
همه و همه از اين هديه بزرگ خدا، شادمان بودند؛

سالها گذشت و باز در همين روزها خانه امام حسين عليه السلام روشن شد به نور كودكي به نام علي
گويي مي خواست تولدش در كنار ميلاد پدر و عمويش باشد تا هميشه نامشان در كنار هم باشد
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1390ساعت   توسط محمّد  | 

عبدالله اسكندري طراح گريم و چهره پرداز

جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۱۱

عبدالله اسكندري طراح گريم و چهره پرداز

تصور مي كنم پس از انقلاب بار معنوي فيلمهاي ما بسيار زياد شده است. بي انصافي است كه اگر اين فضا را ناديده بگيريم . سينماي دفاع مقدس نيز در اين ميانه بسيار مؤثر بوده است. ضمن اين كه سينما هم هنر است و هم صنعت. مضافا اينكه بايد به وجه اقتصادي آن نيز توجه داشت. توجه به وجه معنوي نبايد از وجه اقتصادي سينما بكاهد .


+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت   توسط محمّد  | 

عيد مبارك

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت   توسط محمّد  | 

بهزاد بهزادپور كارگردان و بازيگر

جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۱۰

بهزاد بهزادپور كارگردان و بازيگر

 

بزرگي مي گويد:

 از كوزه همان برون تراود كه دراوست .

 


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم تیر 1390ساعت   توسط محمّد  | 

جامعه و شخصيت فرهنگى‏

برخى از افراد به خوب و بد، حق و باطل و صلاح و فساد جامعه، «بى تفاوت»اند، براى آنها حاكميت ارزش‏ها يا رواج ضد ارزش‏ها فرقى نمى‏كند؛ گسترش چنين روحيه‏اى در ميان افراد، نشانه مرگ فرهنگى و فقدان هويت فرهنگى آن جامعه است.
در مقابل، برخى ديگر به دليل داشتن شخصيت و هويت فرهنگى و پاى‏بندى و باور به يك سلسله از معارف و مواضع و كارها و برنامه‏ها، در برابر وقايع پيرامونشان، بى تفاوت و خنثى نيستند.
افراد داراى هويت فرهنگى، هم به آن‏چه دارند آگاهند، هم در گسترش و توسعه آنها كوشايند و هم در برابر متعديان به حريم آنها عكس العمل نشان مى‏دهند و در حراست از داشته‏هاى خود، مقاوم و هوش‏يارند.
افراد بى هويت، بر عكس گروه فوق، نه باورهاى روشن و ايده‏هاى مشخص دارند، نه به تقويت يا تضعيف آن‏چه دارند، حساس‏اند و نه به مهاجمان عكس العمل نشان مى‏دهند. براى اين گونه افراد، «فرهنگ خودى» يا «فرهنگ بيگانه»، ارزش يا ضد ارزش و گسترش حق يا رواج باطل، تفاوتى ندارد.
نتيجه آن كه، جامعه با فرهنگ و برخوردار از شخصيت و هويت فرهنگى و معتقد به ارزش‏هاى مكتبى و بومى، همچون درختى تناور و ريشه‏دار، در مقابل امواج و توفان‏ها و هجوم‏ها مى‏ايستد؛ اما جامعه و افراد بى‏هويت و ناآگاه از فرهنگ خودى، همچون گياهان بى‏ريشه يا پوسيده و خشكيده، با ملايم‏ترين و با دو كمترين ضربه، از ريشه كنده مى‏شوند و بدون هيچ مقاومتى پذيراى فرهنگ مهاجم مى‏گردند. البته گاهى هم برخوردهاى تند و نسنجيده و غيرمعقول از سوى خودى‏ها، موجب گرايش به بيگانه و پناه بردن به دامن غرب مى‏شود.
آن‏چه قرآن كريم در مقايسه «كلمه طيّبه» و «كلمه خبيثه»(1) دارد و آن دو را به «شجره طيّبه» و «شجره خبيثه» تشبيه مى‏كند، به اين نكته هم اشاره دارد كه فكر و ايمان صحيح و كلمه و باور پاك، مثل آن درختى است كه ريشه در اعماق زمين دارد و شاخ و برگش به آسمان سركشيده و هر لحظه ميوه و ثمر مى‏دهد؛ اما باورهاى پوك و انديشه‏هاى سست و كلمه خبيثه، همچون گياهى روييده در سطح زمين و بى‏ريشه است كه قرار و قوامى ندارد.
شهيد مطهرى (ره) در باره نقش تكيه بر فرهنگ خودى در ساختن شخصيت افراد، مى‏نويسد: «روى مسئله استقلال فكرى و استقلال فرهنگى و به تعبير خودم، '' استقلال مكتبى ``مايلم كه تكيه بيشترى داشته باشيم... انقلاب ما آن وقت پيروز خواهد شد كه ما مكتب و ايدئولوژى خودمان را كه همان اسلام خالص و بدون شائبه است، به دنيا معرفى كنيم؛ يعنى اگر ما استقلال مكتبى داشته باشيم و مكتبمان را بدون خجلت و شرمندگى به جهانيان عرضه كنيم، مى‏توانيم اميد پيروزى داشته باشيم.»(2)
پس نخستين گام براى استوار ساختن يك ملت در برابر فرهنگ بيگانه، شناخت شاخص‏ها و مقوّمات و بنيان‏هاى فكرى و فرهنگى خود است. عقايد، فرهنگ، زبان، سنت‏ها و آداب، شخصيت‏ها و دانشمندان، پيشينيه علمى و مفاخر اسلامى، همه از اين دست است و تقويت آنها، سدّى محكم در مقابل رخنه بيگانگان و هضم شدن جامعه در فرهنگ غير خودى ايجاد مى‏كند. گاهى هم تبليغ نامناسب و ارائه الگوهاى غلط يا طرح موضوعاتى سطحى و غير معقول و يا استفاده ابزارى از باورهاى اهل ايمان در مسير اهداف و اغراض شخصى، عامل گريز از فرهنگ مكتبى و بدبينى به اعتقادات اسلامى و آداب و سنن خودى است.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم تیر 1390ساعت   توسط محمّد  | 

محمد كاسبي بازيگر

جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۹

محمد كاسبي بازيگر

در بخش خصوصي سينماي ايران - من به عنوان يك عضو - كوچكترين علاقه اي در تهيه كنندگان بخش خصوصي براي توليد فيلم هايي با مفهوم انتظار نمي بينم، چون اين گونه تهيه كنندگان فقط به گيشه مي انديشند و معتقدند كه در كارهاي سينمايي، صحبت از انتظار و ولايت به كار گيشه نمي آيد . بنابراين به سراغ اين مضامين نمي روند. در بخش دولتي هم متاسفانه مراكزي كه سابق براين باوجهه انقلابي و ديني خود فيلمهايي با مضامين معنوي و الهي توليد مي كردند، امروزه با سرمايه بيت المال، فيلمهايي مبتذل با مضاميني پيش پا افتاده توليد مي كنند و به طور كلي مي توان گفت، رنگ و بوي انقلاب، انتظار، ولايت و مهدويت از آثار سينمايي رخت بربسته است .


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت   توسط محمّد  | 

اسراف و تجمل‌گرايي مانعي براي تحقق اهداف اسلامي

مامسرفيم

اين‏جانب از اين‏كه كساني مي‏كوشند تا در ميان مردم ما رسم تجمل‏گرايي و اسراف و ولخرجي را شايع كنند، شديداً نگران و متأسفم؛ و از اين‏كه مردم فداكار و انقلابي ايران در امور شخصي به مصرف‏گرايي سوق داده شوند و قناعت انقلابي را از ياد ببرند، به خدا پناه مي‏برم. آنان كه تجملات و زياديهاي غيرضرور و ولخرج‏مآبانه را از روي بي‏دردي ناشي از وسعت و توانايي مالي انجام مي‌دهند، به خود آيند و به انفاق روي آورند؛ و آنان‏كه با سختي و تنگدستي، بر خود چنين چيزي را تحميل مي‌كنند، از اين امر خسارتبار دست بكشند. براي متمكنين، ميانه‏روي؛ و براي قشرهاي متوسط، قناعت در امور شخصي؛ و براي همه، تلاش و كار و توليد و رونق دادن به وضع عمومي، فريضه‏يي انقلابي و رسمي اسلامي است.

2/9/1368

پيام به گردهمايي سراسري فرماندهان بسيج، به مناسبت سالروز انتشار پيام رهبر فقيد انقلاب براي تشكيل بسيج مستضعفان و گراميداشت هفته‏ي بسيج‏

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت   توسط محمّد  | 

حسين پاكدل مسؤول تئاتر شهر و دبير جشنواره فيلم كودك و نوجوان

جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۸

حسين پاكدل مسؤول تئاتر شهر و دبير جشنواره فيلم كودك و نوجوان

 

در پاسخ به سؤال شما بايد بگويم كه اين امر به فقدان معنويت در جامعه مربوط مي شود. البته به طور قطع و يقين نمي توان گفت فضاي تئاتر و سينما و هنر كشور با اين مقوله بيگانه است; زيرا هر موضوعي كه در مسير معنويت - حتي به طور غيرمستقيم - قرارگيرد در مسير پاسخ به سؤال شماست. امروز بوضوح مشاهده مي كنيم كه فضاي تئاتر و سينماي ايران به سمت معنويت پيش مي رود اما نبايد انتظار داشت كه مقوله اي به عظمت مهدويت در اين فضا بگنجد. به نظر من طرح سؤال به شكل نااميد كننده و منفي صحيح نيست !!


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت   توسط محمّد  | 

مجروح جنگي

مجتبي گفت: «‌سفره را بينداز كه از گرسنگي غش كردم .»

بي‌آن‌كه به كسي توجه كند، سفره را از روي كمد برداشت و وسط اتاق پهن كرد. پسرك صورت گرد كه قابلمه را از روي چراغ برمي‌داشت ، گفت : «چه خبرته ، تو كه همين الان از مرخصي رسيده‌اي .»

همه دور سفره نشسته بودند كه يكي حاج احمد با تو كار دارد ... زود بيا.

پسرك قد بلند بود. مجتبي از چهره‌ي هراسان او فهميد كه اتفاق ناگواري افتاده است . تند برخاست و پرسيد:

« كجاست؟ »

پسرك قد بلند گفت : «تو بخش بيمارستان»

مجتبي گفت : « خدا به خير بگذراند.»

و راه افتاد

در بخش را كه باز كرد ، حاج احمد را ديد . دستانش را از پشت به هم گره زده بود و قدم مي‌زد. آرام جلو رفت. حاج احمد تا او را ديد، فرياد كشيد : «كجا بودي ؟ »

مجتبي من من‌كنان گفت:« داشتم غذا مي‌خوردم .»

حاج احمد پرسيد : «كي از مرخصي برگشتي ؟»

مجتبي گفت: « همين يك ساعت پيش .»

حاج احمد پريد و يقه مجتبي را گرفت . مجتبي بي‌دفاع ماند.حاج احمد او را به دنبال خود كشيد و راه افتاد .

مجتبي داشت  خفه مي‌شد . هر چه فكر كرد، نمي‌فهميد چه اشتباهي از او سر زده . خواست كمي يقه‌اش را باز نگه دارد. چشمان حاج احمد چنان گرد شد و دست او را پس زد كه مجتبي از حركت ايستاد.

رسيدند بالاي تخت مجروحي كه بي‌حال ،‌آنها را نگاه مي‌كرد . نوجوان بود و هنوز مويي روي صورتش نروييده بود. حاج احمد با اشاره به دست‌هاي مجروح پرسيد: « روي اين دست چيه ؟»

لكه‌هاي سرخ ، جابه‌جا روي دست‌هاي مجروح به چشم مي‌خورد. مجتبي سربه زير انداخت و آرام گفت : «خون.»

حاج احمد از مجروح پرسيد : « چند وقت است كه اين  جا هستي ؟»

مجروح كه جا خورده بود، گفت:‌« يك هفته.»

حاج احمد گفت : « در اين يك هفته با تو چه طور برخورد كرده‌اند.؟»

مجروح گفت: « هيچي . مرا روي اين تخت گذاشتند و به حال خود رها كردند.»

حاج احمد گفت :« چه طور غذا مي‌خوري ؟»

مجروح گفت:« با همين دست‌هايم.»

و خيره ماند به لكه‌هاي خون كه به سياهي مي‌زد. حاج احمد پرسيد : « گفتي كه دستهايت را بشويند؟»

مجروح گفت:« بله گفتم . ولي كسي به حرف‌هايم گوش نكرد.»

مجتبي به ديوار تكيه داده بود. حاج احمد سرش داد زد :

« مگر من روز اول كه تو را به اين جا فرستادم ، نگفتم كه چه مسووليتي داري؟ مگر نگفتم با مجروحين چه چه طور برخورد كنيد؟‌مگر آن‌ها را به شما نسپردم ؟ مگر...»

مجتبي ،حاجي احمد را ديد كه روي ميز دنبال چيزي مي‌گردد. برگشت و خواست پاورچين از اتاق بيرون برود.

حاج احمد چنگال را ديد و دستش به طرف آن رفت. مجتبي همين كه خواست از اتاق بزند. بيرون، چنگال را ديد كه در هوا به طرفش مي‌ايد و جا خالي داد و چنگال كنار صورتش توي ديوار فرو رفت. مجتبي پا به فرار گذاشت.

چند ساعتي بود كه خودش را تو اتاق حبس كرده بود. مي‌ترسيد از اتاق بيرون برود . گوشه‌ي اتاق كز كرده بود و ناخن‌هايش را مي‌جويد.

يكي آمد تو. مجتبي سر بالاآورد پسرك قد بلند بود. گفت: « حاجي با تو كار دارد ، بيا. »

مجتبي مردد بود. پسرك قد بلند گفت: « بلند سو، نترس ، چيزي نمي‌شود.»

برخاست ، ولي توان راه رفتن نداشت. آرام جلوي اتاق حاج احمد ايستاده . در زد و رفت تو . حاج احمد وسط اتاق ايستاده بود. چشم‌هايش سرخ سرخ شده بود. تا مجتبي را ديد ، بلند گفت: «‌فهميدي چه كردي ؟ تو به يك بسيجي توهين كرده‌اي ، و مي‌فهمي يا نه؟ »

مجتبي آرام گفت:‌«‌ولي حاجي ،‌من تازه از مرخصي آمده بودم .»

دست‌هاي حاج احمد مي‌لرزيد . بلندگفت: « ولي تا از مرخصي برگشتي ، رفتي سر وقت سفره . چرا به مجروحين بيمارستان سري نزدي ؟ مگر تو مسوول بيمارستان نيستي ؟»

صدايش پايين آمد و آرام ادامه داد:‌« برادر،‌تومي‌داني كه آن بسيجي امانت جبهه‌هاست ؟ مادرش با صدها اميد او را روانه كرده ....»

حاج احمد بغض‌اش تركيد و زد زير گريه . هق هق گريه‌اش ، قلب مجتبي را هم شكست. هر دو وسط اتاق روي زمين نشستند و آرام در آغوش هم گريستند.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1390ساعت   توسط محمّد  | 

خودخواهان و طاغوتيان با قرآن و عترت چه كردند



خود خواهان و طاغوتيان قرآن كريم را وسيله اى كردند براى حكومتهاى ضد قرآنى و مفسّران حقيقى قرآن و آشنايان به حقايق را كه سراسر قرآن را از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دريافت كرده بودند و نداى ((انّى تارك فيكم الثقلان )) در گوششان بود با بهانه هاى مختلف و توطئه هاى از پيش تهيه شده آنان را عقب زده و با قرآن ، در حقيقت قرآن را كه براى بشريت تا ورود به حوض بزرگترين دستور زندگانى مادّى و معنوى بود و است از صحنه خارج كردند و بر حكومت عدل الهى كه يكى از آرمانهاى اين كتاب مقدّس بوده و هست خط بطلان كشيدند و انحراف از دين خدا و كتاب و سنت الهى را پايه گذارى كردند تا كار به جايى رسيد كه قلم از شرح آن شرمسار است .
و هرچه اين بنيان كج به جلو آمد كجى ها و انحرافها افزون شد تا آنجا كه قرآن كريم را كه براى رشد جهانيان و نقطه جمع همه مسلمانان بلكه عائله بشرى از مقام شامخ احديت به كشف تامّ محمدى (ص ) تنزل كرد كه بشريت را به آنچه بايد برسند، برساند و اين وليده علّم الاسماء را از شرّ شياطين و طاغوتها رها سازد و جهان را به قسط و عدل رساند و حكومت را به دست اولياءاللّه ، معصومين عليهم صلوات الاوّلين والا خرين بسپارد تا آنان به هركه صلاح بشريت است بسپارند، چنان از صحنه خارج نمودند كه گويى نقشى براى هدايت ندارد و كار به جايى رسيد كه نقش قرآن به دست حكومتهاى جائر و آخوندهاى خبيث بدتر از طاغوتيان وسيله اى براى اقامه جور و فساد و توجيه ستمگران و معاندان حق تعالى شد و مع الا سف به دست دشمنان توطئه گر و دوستان جاهل ، قرآن اين كتاب سرنوشت ساز، نقشى جز در گورستانها و مجالس مُردگان نداشت و ندارد و آن كه بايد وسيله جمع مسلمانان و بشريت و كتاب زندگى آنان باشد، وسيله تفرقه و اختلاف گرديد و يا به كلى از صحنه خارج شد، كه ديديم اگر كسى دم از حكومت اسلامى برمى آورد و از سياست كه نقش بزرگ اسلام و رسول بزرگوار صلّى اللّه عليه و آله و قرآن و سنت مشحون آن است سخن مى گفت گويى بزرگترين معصيت را مرتكب شده و كلمه آخوند سياسى موازن با آخوند بى دين شده بود و اكنون نيز هست .

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت   توسط محمّد  | 

ناصر شفق تهيه كننده و مدير انجمن سينماي دفاع مقدس

جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۷

ناصر شفق تهيه كننده و مدير انجمن سينماي دفاع مقدس

سينما ظرف است و هر چه در آن ظرف ريخته شود رنگ و بو و مزه آن را خواهد داشت ... اينكه سينما چرا هم اكنون انديشه امام زماني ندارد برمي گردد به اينكه: 1- صاحب نظران، در سينما جايي ندارند. 2- سينما پديده اي است تازه و شگرف كه صاحبدلان كمتر با آن آشنايي دارند. 3- سينما ريشه معنوي نداشته است و بيشتر به قصد پيشرفت مادي مراحل تكوين خود را طي كرده است ... انقلاب اسلامي مي تواند پيوند دهنده اين منظر غريب با ذكر آن يار غريب باشد .


+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت   توسط محمّد  | 

السلام عليك يا روح الله

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت   توسط محمّد  | 

محمدحسين جعفريان نويسنده، عكاس و فيلمبردار

جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۶

محمدحسين جعفريان نويسنده، عكاس و فيلمبردار

پاسخ گفتن به چنين سؤالي كار چندان دشواري نيست. امروز در عرصه هنر، و ادبيات ما عطر بسياري از ارزشها به مشام نمي رسد و در عوض انبوه انديشه هاي وارداتي يا انواع ماليخولياي هنري و ادبي جاي پرداختن به اين ارزشها و هنجارهاي مقدس را گرفته است. خوب است در پاسخ به پرسش شما، خاطره اي نقل كنم: يكي، دو سال پيش از اين، يكي از دوستان خارجي من كه به اسلام تشرف يافته و شيعه شده بود، آهنگ وطن كرده و پس از چند سالي اقامت در شهر مقدس قم، به كشور خودش بازگشت. او اسپانيايي بود و اديان متعددي را آزموده تا عاقبت كشتي روحش در ساحل تشيع پهلو گرفته بود. وقتي براي خداحافظي آمده بود، با تلخي مي گفت: شش سال است كه در قم زندگي مي كنم. من از اسپانيا فرار كردم چون در كشور من و اصولا در غرب همه براي پول كار مي كنند، براي شهرت، زن، قدرت، براي... من فرار كردم، به ايران آمدم، به قم، حالا، بعد از پنج، شش سال مي بينم، اينجا هم همين است. اينجا هم همه براي پول كار مي كنند، براي شهرت براي زن، براي قدرت...، پس فرق در كجاست؟ پس من براي چه از آن طرف دنيا آمده ام اينجا پهلوي شما ؟ چرا به اين سرزمين پناه آورده ام؟ جملات او سرشار از حقيقتي تلخ بود، حقيقتي كه جان مرا مي آزرد و در عين حال قابل انكار نبود. گفتار اين مسلمان اسپانيايي و نتيجه اي كه او را از شهر مقدس قم به دامان غرب باز گرداند، پاسخ پرسشي است كه شما به دنبال آن هستيد. خدا كند روزي كه آقا مي آيد، ميان اين همه آدم كه تا اعماقشان پوسيده و نابود شده است، سيصدو سيزده آدم پيدا بشود .


+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت   توسط محمّد  | 

ما در اين برهه از زمان چه وظيفه اي داريم؟

پرسمان ۷


پرسش: با توجه به پيشرفت حركت صهيونيست ها جهت عدم آگاه شدن انسان ها از واقعيت دين و بدبين كردن آنها به امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف، ما در اين برهه از زمان چه وظيفه اي داريم؟

 پاسخ: دشمن تلاش مي كند تا آن جا كه مي تواند دين واقعي را انكار كند و اگر نتواند، به تحريف و تخريب آن بپردازد و به جايگزيني و نمونه سازي روي آورد. بنابراين،‌ همه عقايد سازنده، مورد تهاجم دشمن قرار گرفته است. دشمنان، سراغ مجموعه احكام و مقررات اسلامي رفته اند و سعي مي كنند هر توصيه ديني را كه در زندگي و سرنوشت بشر تاثير مثبتي دارد، به گونه اي از بين ببرند و يا دست كم بي محتوا جلوه دهند يا به طور كلي انكار كنند.

براي مقابله با هجوم بي امان دشمنان دين،‌ از دو راه بايد پيش رفت:

1 . فردي: هر مسلماني وظيفه دارد كه حقيقت دين و احكام واقعي دين را بياموزد،‌ در حد توان خويش به تبليغ آنها بپردازد و ناآگاهان جامعه را با عقايد اسلام آشنا سازد و دشمنان اسلام و نوع اسلام ستيزي آنها را شناسايي و به مردم معرفي نمايد.

2 . حكومتي: دولت مردان و مسئولان حكومت اسلامي، بايد با استفاده از سرمايه اي كه در اختيار دارند، اسلام و عقايد شيعه را به جهانيان معرفي كنند تا همه بدانند كه دين واقعي چيست و عقايد ساختگي كدام است. براي مثال،‌ يكي از وزارت خانه هايي كه در اين باره مسئوليت دارد، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي يا سازمان صدا و سيماي اسلامي است،‌ به تمام مسلمانان جهان و حتي غير مسلمانان معرفي كنند، و آنان را به تخريب، تحريف، نمونه سازي و ديگر شيوه هاي دشمنان آگاه نمايند تا هرگز به دام صيادان اعتقادي و ديني نيفتند.


+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد 1390ساعت   توسط محمّد  | 

سيدعليرضا سجادپور نويسنده و تهيه كنند ه

جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۵

سيدعليرضا سجادپور نويسنده و تهيه كنند ه

در وانفساي جهان معاصر و در عصر حاكميت شيطان و شاگردانش بر زمين و در دوران سروري و آقايي ظالمان و مترفين و كافران بر بيشتر ابناء بشر، به نظر مي رسد كه دنيا را بدجوري ظلمت فراگرفته، تنها از پشت قله ايران، كورسويي از سپيدي فلق به چشم مي خورد ... و «اليس الصبح بقريب »؟ آري، در چنين شرايطي، شيعيان گر چه مظلوم و تنها، اما يگانه قوم اميدوار و خوشبين جهانند. شيعيان گرچه در گوشه هايي از كره خاكي و بخصوص در ايران، درگير مبارزه اي بي امان با تمامي مظاهر كفر و شرك و نفاق و عوامل داخلي شان هستند، اما در دل تك تك مومنان، لحظه لحظه و روز به روز نهال اميد بارور مي شود و شكوفه هاي صبر و استقامت و تلاش مي دهد ... آري، غنچه سربسته انتظار در شرف باز شدن است... اما آيا ما را نصيبي از اين شكوفه ها هست و آيا عطري از اين غنچه سربسته احساس مي كنيم؟ هر يك از ما در جايگاه اجتماعي، اقتصادي، سياسي، و خصوصا فرهنگي خود، آيا تلاش بايسته در گسترش روحيه اميد وانتظار داريم؟ آيا عرصه هاي مختلف فعاليت در اين سرزمين شهيدان، و در اين بزرگترين محل اتكاي قلب و روح عدالت جويان و حق طلبان عالم، توانسته اند منتشر كننده عطر و بوي خوش آن منجي قريب الظهور باشند؟ از ديگران بگذريم و به خود بپردازيم. آيا فضاي فرهنگي و هنري اين كشور، با متوليان ريز و درشتش و با وجود اين همه شعار و فرياد توسعه فرهنگي و اولويت فرهنگي و ... توانسته هرچند اندك، سهمي از باوراندن اين اميد و اين انتظار مقدس و حياتبخش، به دلهاي مردد و قلبهاي تشنه و سرگشته، داشته باشد ؟ دريغ كه همه آن شعارها جز الفاظي پوچ و تهي نبودند و جز به كار خريدن آراء و دستيابي به قدرت نيامدند. بايد گفت اين متوليان فرهنگي غالبا خود حجابي هستند ضخيم، كه راه نور را بر قلوب تشنگان مي بندند. و حكايت سينما در اين ديار و از اين منظر، خود حكايتي تلخ تر است. بگذار بگويم كه در سينماي ما، مدتهاست كه چندان بويي از خدا نيز به مشام نمي رسد الا قليل، و حال آنكه تمام هستي مظهر خداست. طرفه حكايتي است كه سينما اين كاملترين هنري كه با مشهودات و محسوسات سروكار دارد، و گاهي سخت به زندگي واقعي شباهت مي يابد، اما نتوانسته (يا نخواسته؟) خدا را در وراي تمام اين صحنه ها و حركات و حوادث و داستانها به مخاطب بنماياند ... و از سينمايي كه چنين ضعيف و ناتوان است، چگونه مي توان توقع داشت كه بويي از امام عصر، عليه السلام، از آن استشمام شود و روح و معناي انتظار برآن سيطره داشته باشد؟ همه، خصوصا اصحاب هنر بايد بدانند كه وظيفه طرح و نشر ايمان، اعتقاد، اخلاق، ايثار و اميد تنها بر دوش سينماي جنگ و سينماي ديني نيست. بلكه هر سبك و ژانري در سينما - اعم از تاريخي، پليسي، اجتماعي، سياسي، خانوادگي، كودك و نوجوان و حتي كمدي - مي تواند، و بايد، كه مبشر و مبلغ ايمان و اخلاق و اميد باشد. بنابر همين اصل، طرح موضوع صاحب الزمان، عجل الله تعالي فرجه، و نشر مفهوم انتظار را نبايد فقط از سينماي جنگ و سينماي تاريخ صدر اسلام انتظار داشت. عليرغم همه اينها، در دو سال گذشته در اثر تلاش بي وقفه و خستگي ناپذير متوليان فرهنگ و ارشاد كشور، چراغ سينماي جنگ و سينماي ديني در اين سرزمين رو به افول و خاموشي است و در مقابل سينماي افسار گسيخته خشونت و خانواده ستيزي و فمينيستي، و نيز سينماي جواني و عشق و حال، با شتابي چشمگير و با استفاده از تمامي اهرمهاي تشويقي و حمايتي و قانوني رو به توسعه و گسترش دارد يعني بجاي آنكه بتدريج سياستهاي فرهنگي به سمتي سوق داده شود كه طرح مباحث اصيل و ارزشي و در راس آنها، مفهوم ولايت از حيطه محدود سينماي جنگ و سينماي ديني به كليت سينماي خانوادگي ما گسترش يابد، بر عكس آقايان كاري كرده اند كه سينماي موسوم به خانوادگي و اجتماعي يكسره تحت سلطه ضد ارزشها قرار گيرد و سبك وژانر سينماي جنگ و دفاع مقدس - كه ماهيتا و ذاتا نمي تواند جز پيام ولايت و حفظ ارزشها و پايمردي به اصول را در بر داشته باشد - در چنبره فقدان امكانات و محدوديت هاي قانوني و اداري، حذف يارانه ها و كمكهاي دولتي، و بايكوت كامل تشويقي و تبليغي، به يادگاري موزه اي تبديل شود يا لااقل آقايان مي خواهند كه اينطور بشود . اما و صد اما، گرچه قدرت و پول و بودجه و حق امضاء و حق اكران و جواز ساخت و نمايش همه و همه در دست آنان است، اراده و ايمان سينماگران متعهد نسل انقلاب دريد قدرت آنان نيست، همين اراده و ايمان علي رغم تمام ناهمواريها و كمبودها و بايكوتها به لطف و ياري خدا راه خود را باز خواهد كرد و حماسه خواهد آفريد و سرانجام سينماي ايران را در خدمت طرح ارزشها قرار خواهد داد، كه در راس همه اين ارزشها، نعمت ولايت و نعمت انتظار است و عطر جانبخش امام عصر، عليه السلام ...
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت   توسط محمّد  | 

در رابطه با جنگ های قبل از ظهور

پرسمان ۶


پرسش: من در جايي شنيده ام كه قبل از ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف جنگ هايي رخ مي دهد كه حدود دو سوم شيعيان از بين مي روند، آيا چنين چيزي صحت دارد؟ درباره آن توضيح دهيد؟

 پاسخ: منابع ديني، جنگ هاي خونين و كشتارهاي بزرگ را از نشانه هاي ظهور ياد كرده اند.(1)  گويا اين جنگ ها ميان اهل باطل، بر سر رقابت هاي مادي و سياسي روي مي دهد كه در نهايت بدون پيروزي هيچ يك از دو گروه و پس از بر جاي گذاشتن انبوهي از كشته ها پايان مي يابد. لذا از مجموع روايات، اين نتيجه ها به دست مي آيد:

1 . پيش از ظهور حضرت،‌كشتارهايي رخ داده، تعداد بسياري از انسان ها كشته مي شوند،‌ به طوري كه افراد باقي مانده،‌ كمتر از كشته شدگان هستند. لذا اولاً: كشتارها چون قبل از ظهور است مربوط به امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف نيست و به دست حضرت يا فرمان ايشان انجام نمي گيرد؛ ثانياً درست نيست كه دو سوم شيعيان كشته مي شوند؛ بلكه آن چه صحت دارد كشته شدن تعداد زيادي از انسان هاست نه شيعيان، و چون اكثريت جهان، غير شيعه اند، كشته ها نيز بيشتر از آنها خواهد بود؛

2 . تعدادي از كشته شدگان در جنگ و تعدادي به واسطه بيماري هاي مسري جان مي سپارند؛

3 . در ميان اقليتي كه باقي مي مانند، شيعيان و دوست داران امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف هستند.(2)


پي نوشتها :/1- بحارالانوار،ج52،ص246،251و 388./2- چشم اندازي به حكومت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، ص45.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اردیبهشت 1390ساعت   توسط محمّد  | 

كنفرانس تل آويو:


كنفرانس تل آويو:

در اين كنفرانس نظريه پردازان غربي در تحليل انقلاب اسلامي ايران، اعتراف مي‌كنند كه شيعه داراي دو نگاه است، نگاه سرخ و نگاه سبز و معتقدند شيعه به اسم امام حسين(ع) قيام را شروع و به اسم امام زمان(ع) آن را حفظ مي‌كند.

تصميم نهايي در اين كنفرانس، نشان دادن تصويري سياه از انتظا ر سبز شيعه، به جهان است.

پس از اين كنفرانس كتاب‌ها و فيلم‌ها و بازي‌هاي رايانه‌اي زيادي براي اين هدف تهيه و به جهان عرضه شد؛ مانند: فيلم صهيون، فيلم آرماگدون و بازي‌هاي كامپيوتري، ماتريكس، نفرين شدگان، سام ماجراجو، شيطان مقيم، بازگشت به قلعه ولفن اشتاين، دلتا فورس، قيام ملت‌ها و طوفان صحرا(حمله به عراق) و همچنين كتاب‌هايي نظير:

1. جنگ بعدي ـ كاسپار و اين برگر (وزير دفاع سابق آمريكا)؛

2. زمين سياره بزرگ مرحوم؛

3. جهان نويني در حال فرارسيدن است؛

4. شما و سال 2000؛

5. چه بر سرما مي‌آيد؛

6. آمادگي‌هاي فردي براي بحران سال 2000؛

7. تدارك جنگ بزرگ ـ گرس هال سل؛


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت   توسط محمّد  | 

كيومرث پوراحمد نويسنده و كارگردان

جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۴


كيومرث پوراحمد نويسنده و كارگردان

آثار هنري، قبل از هر چيز به طور طبيعي بازتاب مشغوليت ذهني پديد آورندگان آن است. موضوع مورد نظر شما، لابد مشغوليت ذهني فيلمسازان نبوده است .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت   توسط محمّد  | 

هنگام ظهور چه افراد و گروههايي با حضرت مهدي (ع) به مبارزه ميپردازند ؟

پرسمان ۵


هنگام ظهور چه افراد و گروههايي با حضرت مهدي (ع) به مبارزه ميپردازند ؟

 پاسخ: در جريان ظهور، هر چند بسياري از مردم با امام مهدي(ع) و حقيقت دعوت و قيام او آشنا شده و به او مي‌پيوندند، اما گروه‌هايي نيز به مقابله مي‌پردازند. با سير در احاديث مربوط به امام مهدي(ع) به تقابل سه گروه با ايشان مي‌توان به صورت روشن اشاره كرد:

ـ گروه به ظاهر مسلمان: اينا حدود ده هزار نفرند كه خود را دين‌دار واقعي مي‌دانند.(شبيه خوارج نهروان)

ـ لشكر سفيان: او كه با خروج خود، سوريه و عراق را تحت سيطره‌اش قرار مي‌دهد، هنگام ظهور به مبارزه برمي‌خيزد و به جنگ با حضرت مي‌پردازد. اينان مخالفان جدي دين و آرامش مردم هستند و در ايام سلطه خود عده‌ زيادي را مي‌كشند.

ـ گروه‌هايي از اهل كتاب: مسيحيان و يهوديان، در هنگام ظهور، ابتدا مقابل حضرت صف آرايي كرده و آماده جنگ مي‌شوند، ولي نزول، حضرت عيسي(ع) و نماز خواندن ايشان پشت سر امام مهدي(ع) و نيز آشكار شدن الواح اصلي تورات توسط امام زمان(ع) باعث مي‌شود عده‌اي زياد از اهل كتاب دين اسلام را بپذيرند، برخي نيز صلح مي‌كنند و گروهي نيز به جنگ مي‌پردازند.

ويژگي‌هاي اصلي مخالفان و جنگ طلبان را مي‌توان در چند مرود برشمرد: عدم درك درست از دين و حقيقت انسانيت، دنيا طلبي روحيه لجاجت و تعصب.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت   توسط محمّد  | 

محمد بن یعقوب کلینی


ابو جعفر محمد بن یعقوب بن اسحق رازی معروف به « ثقه الاسلام »، « شیخ مشایخ شیعه »، « رئیس محدثان علمای امامیه »، از مروجین مذهب شیعه در دوران غیبت امام زمان بود. وی صاحب کتاب «کافی» -یکی از کتب اربعه- است که در عقاید اسلامی مرجع مهمی برای محققین و علما به شمار می‌آید.

به تصدیق شیخ مفید، کتاب « کافی » ارزشمندترین کتاب اسلامی و نفیس‌ترین کتاب شیعه است. کتاب « کافی » شامل شانزده هزار و یکصد و نود و نه حدیث است که طی سه قسمت « اصول » و « فروع » و « روضه » تدوین شده است.

کلینی اولین محدثی بود که به جمع و نظم و ترتیب اخبار دینی پرداخت.

از کتب دیگر او می‌توان « تعبیر الریا »، « رد قرامطه »، « وسائل الائمه »، « کتاب الرجال »، « ما قیل فی الائمه من الشعر » را نام برد. از علمای زمان غیبت صغری بود و در ماه شعبان سال 329 هجری یعنی 69 سال پس از وفات امام حسن عسگری فوت کرد. مزار او در باب الکوفه بغداد قرار دارد.


به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت   توسط محمّد  | 

فيلم «روز استقلال»:


فيلم «روز استقلال»:

اين فيلم محتوايي تخيلي دارد و آمريكا را نجات دهنده بشريت در برابر حمله فضايي به زمين نشان مي‌دهد. سر انجام با پيروزي نيرو‌هاي مدافع زمين در روز استقلال آمريكا، دشمن شكست مي‌خورد و آمريكا بر سكوي نجات مي‌ايستد.


+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت   توسط محمّد  | 

دكتر محمد مددپور محقق و نويسنده

جايگاه انتظار در آثار سينمايي ايران كجاست؟۳

دكتر محمد مددپور محقق و نويسنده

به نظر بنده فقط سينما اين مشكل را ندارد تا آنجايي كه من اطلاع دارم چه در عرصه سياست و چه در عرصه علم و چه در عرصه هنر، معمولا غافل از اين موضوع هستند. البته در اين ميان هنر نزديكترين مقوله به انتظار است و سينماي جهان زمينه هايي از انتظار را در خود مي پروراند. از جمله انتظار يك آرمانشهر، انتظار يك مدينه فاضله و انتظار يك جامعه انساني توام با عشق و محبت. در واقع هنرمندان اصيل منتظرند و به نظر من سينما از اين نظر از مقولات ديگر جلوتر است. در سينماي ايران هم آثاري كه گاهي حكايت از اين انتظار مي كنند، ديده مي شود گرچه فضاي ما، فضاي غيبت است و در غيبت هم مفهوم عدم حضور نهفته است .


+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت   توسط محمّد  |